ابو الفضل مير محمدى زرندى

44

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

باشد بايستى كلمات و خطبه‌هاى پيغمبر نيز شبيه اسلوبهاى قرآنى باشد و مىبينيم چنين نيست و از احدى هم نقل نشده كه چنين ادعائى كرده باشد ( گر چه معاند باشد ) و نتيجه بگيرد كه قرآن كريم از كلمات و منشآت پيغمبر مىباشد « 1 » . 2 - طبق نقل بعضى از كتابها ، كلمه « قل » ( بگو ) در قرآن كريم بيش از 300 مرتبه تكرار شده تا مردم بدانند كه پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) هيچ دخالتى در وحى ندارد جز ابلاغ آن و بايد آنچه را كه به ابلاغ آن مأمور شده به مردم برساند بدون كوچكترين تغييرى در لفظ و يا در معنى « 2 » . 3 - در آيات زيادى ديده مىشود كه به قرآن شريف ، كتاب اطلاق شده است و اين اطلاق ، اشاره است بر اينكه الفاظ قرآن ، نوشته و مكتوب بوده است . بنابر اين ، الفاظ قرآن ، همان الفاظ كتابى است كه قبلا مكتوب شده است و اما اطلاق كتاب بر معانى مجرده بدون الفاظ ، اطلاق حقيقى نيست و بدون دليل و قرينه نبايد كلمات را به آن ، حمل نمود و از جمله آن آيات ، اين آيهء شريفه است « إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ » : به تحقيق ، اين قرآن ، قرآنى است گرامى و سودمند كه در لوح و كتاب محفوظ خدا جاى دارد . 4 - آنچه در بحث ترتيب آيات گفته شده كه ترتيب سوره‌ها به اختيار پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) نبوده بلكه جبرئيل ( عليه السلام ) با امر خداوند محل آيات را تعيين مىكرد و او بود كه هر وقت آيه‌اى را براى پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) نازل مىنمود عرض مىكرد : اين آيه را پس از فلان آيه در فلان سوره قرار بده ، پس خداوندى كه در ترتيب آيات ، به احدى اختيار ترتيب آيات نداده ، چگونه اختيار الفاظ و نظم آنها را براى معانى قرآنى به ديگرى مىدهد ؟ . دليل قول مخالف با اينكه مطلب مورد بحث ، روشن است و ديده نشده كه كسى در اطراف آن بحثى كرده باشد جز اينكه در بعضى از كتابها قول مخالف را نقل كرده‌اند و بس « 3 » در عين حال

--> ( 1 ) البيان فى تفسير القرآن ، ص 28 . ( 2 ) مباحث علوم قرآن تأليف صبحى صالح ، ص 30 . ( 3 ) اتقان ، نوع 16 ، ص 45 ، مناهل العرفان ، ج 1 ، ص 42 ؛ تاريخ قرآن ، دكتر راميار ، ص 43 .